شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
150
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
است . با اين حساب ، جاى شگفتى نيست كه حسين بن على عليه السّلام فرزند عمر را به يارى خود مىخواند و از وى نصرت مىطلبد . كوفه از حسين عليه السّلام دعوت مىكند خبر آمدن حسين عليه السّلام به مكه و سرپيچى آن بزرگوار از بيعت با يزيد در شهرهاى بزرگ كشور با سرعت انتشار يافت و كوفه هم به زودى از آن مطلع گرديد و در صدد بر آمد فرزند پيغمبر را به سوى خود بخواند و از آن بزرگوار در برابر حكومت زادهء معاويه حمايت نمايد . مسعودى مورخ بزرگ اسلامى ، مىنويسد : « پس از مرگ معاويه ، مردم كوفه نامهها براى حسين بن على عليه السّلام فرستادند و در آنجا نوشتند كه ما خود را براى بيعت با حضرت مهيّا ساختيم و براى فداكارى و جانبازى در راه شما آماده شديم و در نمازهاى جمعه و جماعت فرماندار كوفه حاضر نمىگرديم ، زيرا در انتظار مقدم شما هستيم » . « 1 » بزرگان كوفه پس از اطلاع از ورود حسين عليه السّلام به مكه ، در منزل سليمان بن صرد خزاعى اجتماع كردند و گفتند : « معاويه ستمكار به هلاكت رسيد و يزيد شرابخوار جانشين وى گرديد . حسين بن على با يزيد بيعت ننمود و وارد مكه شد ، اكنون چه بايد كرد و چه رأى بايد انديشيد ؟ » سليمان در آنجا به پاى خواست و خطابهء كوتاهى بدين صورت ايراد نمود : « ان معاوية قد هلك و ان حسينا قد نقص على القوم بيعته و قد خرج الى مكة و أنتم شيعته و شيعة أبيه فان كنتم تعلمون انكم ناصروه و مجاهد و عدوه فاكتبوا اليه و ان خفتم الفشل و الوهن فلا تغروا الرجل فى نفسه « 2 » ؛ معاويه به هلاكت رسيد و حسين با يزيد بيعت ننمود و در برابر وى تسليم نشد و از مدينه به سوى مكه خارج گرديد ، و شما شيعيان او و پدر او هستيد . پس اگر مىدانيد كه آن حضرت را يارى مىكنيد و با دشمنان وى پيكار مىنماييد به آن بزرگوار بنويسيد ( تا به سوى شما حركت كند ) و اگر مىترسيد كه در هنگام جنگ جبن و وحشت كنيد و سستى و عهدشكنى نماييد ، در اين صورت فرزند پيغمبر را فريب ندهيد و آن حضرت را با وعدههاى دروغ مغرور نسازيد » .
--> ( 1 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 31 . ( 2 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ، ج 2 ، ص 31 .